ه‍.ش. ۱۳۸۷ آبان ۱۸, شنبه

آیا او با ما است؟

چاره ای نیست. هر چه تلاش می کنم در این اوضاع که همه دارند از اوباما می نویسند، من از چیز دیگری بنویسم و بگویم، مثل اینکه نمی شود. یعنی می شود، اما مثل اینکه نمی شود از اوباما و آمریکا ننوشت. اکثر سایتها و وبلاگهایی که باز می کنم مطلبی یا مطالبی در مورد اوباما دارند. حتی برخی وبلاگهای شعر و ادبیات نیز به سراغ موضوع اوباما رفته اند.
و اما «اوباما» ...
شاید در تاریخ کم باشد مواردی که دنیا منتظر نتایج انتخابات در یک کشور باشند آن هم در آمریکایی که معمولاً در درون دارای نشیب و فرازهای کمتری است. آنچه که اما هر کسی به آن نظر دارد این است که نتیجه این انتخابات می تواند سرنوشت دنیا را عوض کند. شاید هم درست باشد اما اغراق خواهد بود اگر بگوییم «اوباما» چنین کاری را انجام خواهد داد.
از نظر بنده، رأی مردم آمریکا به اوباما تنها رأی اکثریت به یک نوع تفکر نبود، بلکه یک «نه» به سیاستهایی بود که در این دو دوره گذشته ریاست جمهوری جرج بوش توسط آمریکا و متحدانش در دنیا پایه گذاری و/ یا تداوم یافته بود و این را نه تنها مردم آمریکا و دنیا می خواستند بلکه من معتقدم که خود سیاستمداران آمریکا (چه دموکراتها و چه جمهوری خواهان) به دنبالش بودند که این بار رأی به جانب دموکراتها سوق پیدا کند.
از این رو «اوباما» تنها یک مهره است که در این بحبوبه فشارهای اقتصادی و سیاسی به بازی گرفته شده تا بتواند جلوی اوضاع رو به وخامت اقتصادی و سیاسی آمریکا را بگیرد. یک چیزی شبیه انتخاب سید محمد خاتمی، رییس جمهور پیشین ایران که در زمان خود بر سر کار آورده شد و یا نمونه های دیگر. متأسفانه من معتقدم ما بیشتر از اینکه عمق جریان را دریابیم، صرفاً به ظواهر دیگری مانند سیاه پوست بودن، مسلمان زاده بودن و مشخصات دیگر آقای اوباما پرداخته ایم غافل از اینکه اکثر مشاورین آقای اوباما را طیف یهودیان صهیون تشکیل می دهند و مسلماً آنها هستند که در مراحل بعدی نیز تعیین کننده خواهند بود.
آنچه که البته در این میان برای مردم افغانستان مهم است اینکه آیا تعویض رییس جمهور آمریکا و طیف حزبی آن می تواند اوضاع کنونی مملکت را بهبود بخشد؟ در این مورد حرف و بحث بسیار است اما یک نکته هست که همواره ذهن مرا مشغول کرده و نکته این است آمریکا در سیاست خارجی خود معمولاً مستقل از حزب بر سر قدرت عمل کرده. اینکه ما از اوباما انتظار داشته باشیم که کاملاً خلاف سیاستهای خارجی بوش حرکت کند یا بتواند به راحتی چرخش سیاست خارجی بدهد، به گمان من امیدی نه غیر ممکن و واهی، بلکه کم رنگ است.
به نظر من چه اوباما می آمد و چه نمی آمد، دوره آقای کرزی به اتمام می رسید. اوضاع و قراین که چنین نشان می دهد. تنها این نکته مهم است که اوباما و سیاست خارجی آمریکا در مقابل وضعیت کنونی چه خواهد سنجید. آیا هنوز تابع سیاست بازی ها باقی خواهد ماند، یا صادقانه پیش خواهد رفت. بازی چند جانبه آمریکا، انگلیس، پاکستان، القاعده و برخی از دیگران بر سر توپ افغانستان، چگونه ادامه پیدا خواهد کرد؟ و در نهایت اینکه:
آیا «او» «با» «ما» است؟

1 comments:

کلمه KALEMEH@KALEMEH.ORG گفت...

با سلام. مدتیه وبلاگ شما رو از طریق گوگل ریدر مطالعه می کنم. علت اصلی شاید حوزه کاری و علاقه خاصیه که به مسائل افغانستان دارم. بنده یکی از اعضای تحریریه وب سایت کلمه ( WWW.KALEMEH.ORG) هستم که وابسته به گفتمان جهانی مسلمانان ( MUSLIM GLOBAL DISCOURSE) هست. خوشحال میشم ضمن مطالعه قسمت درباره ما و آشنایی با این وب سایت، بتونیم در زمینه مسائل افغانستان و دغدغه های مشترکی که در این زمینه داریم نظراتمون رو به اشتراک بگذاریم. ضمنن در میان موسساتی که تحت نظر این موسسه مشغول به فعالیت هستند، تعدادی حوزه تخصصی فعالیت خود رو افغانستان و عراق انتخاب کردند که می تونم به گفتمان اجتماعی مسلمانان و گفتمان توسعه روستایی مسلمانان اشاره کنم. ادرس ایمیل من KALEMEH@KALEMEH.ORG یا NEWS@KALEMEH.ORG هست.