ه‍.ش. ۱۳۸۷ مهر ۱۹, جمعه

پست 66: یکی بیاید کلمه «آرایش» را معنا کند

هر نژاد و ملتی خواص دورنی و بیرونی مخصوص به خود را دارند. یکی از جمله این خواص، ظاهر مردم است که عواملی مانند ارث (ژنتیک)، آب و هوا، گرما و سرما، ارتفاع، حتی محیط زیست و پاکی و سترگی محل زندگی و رفاه و سایر مسایل در ظاهر جسمی و شکل و قیافه افراد تأثیر مستقیم دارند. شرایط گذشته و حال جغرافیایی و اجتماعی افغانستان طوری بوده است که اگر به مردم کوچه و بازار نگاه کنی عموم شکل و قیافه ها را شکسته و پژمرده می یابی.
تا اینجا مشکلی نیست. بلکه بحث بر سر این است که با اینکه عده زیادی از زنان این دیار نسبت به سایر کشورها از زیبایی ظاهری کمتری برخوردارند و حتی به قول برخی بسیار زشت هستند (که البته از دیدگاه بنده تمام مخلوقات خداوند زیبا هستند و این زیباسنجی ما است که نسبی است) در مصرف ناصحیح لوازم آرایشی آنچنان افراط می کنند که به قول یکی از دوستان اگر یکی از آنها فقط صورت خود را بشوید وزنش به نصف تقلیل پیدا می کند.
نکته مهمتر اینجاست که با این کار نه تنها زیباتر نمی شوند بلکه حتی زشت تر نیز دیده می شوند اما نمی دانم چرا باز هم بر این کار خود اصرار دارند.


صحیح است که «خدا زبباست و زیبایی را دوست دارد» اما آخر یکی نیست به اینها بگوید شما که با این کار همان اندک زیبایی موجوده خود را نیز بر باد می دهید، چه اصراری بر این کار آن هم از نوع غلیظش دارید؟ آیا تاکنون قبل و بعد از آرایش کردن در آینه به خود نگاه کرده اید؟ این چه اصراری است که حتماً باید لبانتان به رنگ آلبالو باشد و چشمهایتان به زنگ صورتی و مژه هایتان فر نود درجه خورده باشد؟
در بسیاری از اوقات زیبایی به سادگی است نه آرایش هفت قلم.

1 comments:

پاتیمه گفت...

ها ها ها. عجب گله گذاری ای. مگر نخوانده اید که یک فکاهی نویس نوشته: یک زن است و یک آرایش...
زنان افغانستان نسبت به زنان سایر کشورها از زیبایی ظاهری کمتری برخوردارند! اینجایش را اشتباه کرده اید. طبیعت خشن افغانستان زیبایی ای به آنها داده که خودشان قدرش را نمی دانند. چهره هاشان با وجود آن همه درد، شفاف است البته اگر آرایش غلیظ نکنند. زیبایی چهره به تناسب و هماهنگی اعضای آن است که خیلی از زنان افغان آن را دارند. فرهنگ آرایش کردن هم مثل خیلی چیزهای دیگر در افغانستان کنترل ناشده است.