ه‍.ش. ۱۳۸۸ تیر ۱۸, پنجشنبه

گفتنی ها (ایران نوشت!)

سلام

انتخابات ایران انجام شد. چند پست هم راجع به انتخابات ایران گذاشتم که دو پست فقط تصویری بود. هر چند به قول برخی حرفهایی که آن تصاویر بازگو می کنند از هزاران جمله و کتاب گویاتر و مؤثرتر هستند اما برخی چیزها را فقط باید به قلم درآورد. البته این ناگفته های گفتنی آنقدر زیاد هستند که مجال این وبلاگ در آن حد نیست. من نمی خوام به تحلیل اتفاقات رخ داده در ایران بپردازم اما نکاتی به ذهنم می آید که بیان می کنم.

آنچه در روزها و هفته های اخیر در ایران رخ داد جز یک تراژدی اسفناک نبود. هم برای نظام جمهوری اسلامی ایران و هم برای مردم ایران.

در این هفته ها بسیار تأسف خوردم هم به حال آنهایی که کاخ بلند اعتقادشان به ولایت مطلقه فقیه ویران شد و هم به حال نظامی که با وجود دلبستگی مسلمانان زیادی به آن، دیگر باید آن را از دست رفته دانست.

البته این روزها خوشحال نیز شدم. خوشحال از اینکه نقاب از جلوی صورت افرادی مانند آقای خامنه ای و احمدی نژاد و همپیمانان و هم تبارانشان کنار رفت و چهره واقعی «دین سیاسی» (البته از نوع مثلاً اسلامی – ایرانی) هویدا شد. همراه با اینها البته وابستگی افرادی از داخل کشور مانند آقای محسنی و عالمی بلخی و سایر طرفداران نظام آخوندی ایران نیز به عیان مشاهده و درک شد. البته پشت نقاب این چهره ها از گذشته برای بنده و بسیاری دیگر آشکار بوده است، اما اینگونه فاش شدن سر ایشان در ملاء عام جای بسی خوشحالی دارد. این آشکار شدن هر چند ضربه ای به اعتقادات مردم خوش باور می زند و ممکن است دستاویز عده ای برای افزایش آتش دشمنی دینی باشد، اما در مجموع می تواند در روشنگری افکار عامه مؤثرتر باشد.

از دیدگاه بنده، دولت و نظام حاکمه ایران با این نوع سرکوب و توحشی که در حق مردم خودش روا داشت، خود را در مسیر متلاشی شدن قرار داد. این نه حرف بنده بلکه تجربه تاریخ است که هیچ ظلمی و هیچ حکومتی ظالمی دوام نمی یابد. و وای از آن روز که بنا بر وعده الهی، این آتش زیر خاکستر زبانه کشد و ظالمان را از عرش به فرش (و صد البته زیر فرش) فرو فرستد.

حکومتهای جابر و جائر تکیه بر قدرت اطلاعاتی و نظامی خود می کنند و این مسلماً یعنی بنا نهادن خانه ای بر روی آب. خانه ای سست و بی بنیان که با اندک موجی از هم خواهد پاشید. نظام آخوندی ایران اکنون گامهای علنی خود را در همین راه بر می دارد. این گامها از همان نخستین سالهای پیروزی انقلاب ایران و با حذف فیزیکی و معنوی مخالفان یا میانه روهایی چون آقای منتظری (معاون آقای خمینی)، مطهری، بهشتی و گروههایی مانند مجاهدین خلق، نهضت آزادی و غیره برداشته شده و با کشتارهایی نظیر قضیه کردستان، زندانیان سیاسی در سال 67 (اگر سالش را درست گفته باشم)، قتلهای زنجیره ای و نظایر آن ادامه یافت. اینک اما این گامها علنی بوده و خنجر تندروهایی مانند خامنه ای و جنتی بر علیه مردم عادی از رو بسته شده.

و چنین خواهد شد که بنیانهایی که انقلاب ایران سعی داشت بنا نهد (جمهوریت و اسلامیت)، به دست افرادی از خود ایران منهدم شود.

آن روز دیر نخواهد بود.

3 comments:

علي علوي گفت...

با سلام خدمت شما وبلاگ نويس عزيز و خوانندگان اين وبلاگ
شبكه اجتماعي افغانستان با تغييرات كلي و جديد راه اندازي شد
از شما براي پيوستن به ما و دوستان دعوت ميشود
امكان جديد سايت = لينكهاي داغ مثل سايت digg ,Facebook و بالاترين
---------------------------------------------------------------------
با ثبت نام وبلاگ خود را در لينكستان سايت ما معرفي كنيد
---------------------------------------------------------------------
با تشكر
www.cloobaf.com
شبكه اجتماعي افغانستان

رهاتر از پرنده گفت...

چجوری با این مطلب نکشتن شما رو؟
بابا اینا به هیچ کس رحم نمیکنند ها!

ناشناس گفت...

دوست افغانی سلام!
متاسفانه آن چه نوشته اید براساس درک ناقص شما از واقعیات است. و همیشه کج فهمی بدتر از نفهمی است. شهید مطهری و بهشتی به وسیله مخالفین حکومت اسلامی به شهادت رسیدند. منتظری هم از معاونت برکنار شد و هم اکنون هم در قم مشغول تدریس و زندگی است و حذف نشده بلکه مردم به ایشان اعتنایی نمی کنند. ثانیا شما در مورد اتفاقات تهران تحت تاثیر رسانه های مختلف هستید. چرا که شورش در چند نقطه تهران که فقط در مناطق مرفه نشین بود نمی تواند تاثیری بر حکومت اسلامی بگذارد هرچند که رسانه ها به نحوی آن را نشان دهند که گویا تمام ایران را آشوب فرا گرفته است. نکته آخر این که ما به جنگ آخرالزمانی نزدیک می شویم و شناخت حق و باطل از روی جمعیت و... نیست بلکه به فرموده امام علی(ع) باید حق را بشناسی و سپس مردم را با آن بسنجی. این که شما حکومت را آخوندی و نه اسلامی می دانی و جنایت های عجیب مخالفین آن(همچون قتل به وسیله سلاح سردو گرم، پاشیدن اسید به چهره دختران چادری و محجبه، زنده نده آتش زدن بسیجیان و...)را یا سانسور می کنی و یا اصلا از آن بی خبری همگی سبب کج فهمی و تحلیل اشتباه شماست.
سعی کنید در مورد رهبرما مودبانه تر بنویسید و به خاطر نفستان به ایشان توهین نکنید