ه‍.ش. ۱۳۸۷ بهمن ۲۲, سه‌شنبه

اجازه هست فکر کنیم؟

سلام

چند روز قبل یکی از دوستان از سفر برگشت. تعریف می کرد که رفته بوده ایران و همراه ایشان یکی از متنفذین شهر ایشان نیز همسفر بوده. این جناب بزرگ شهر از این دوست گرانمایه بنده می خواهد که در زمانی که در ایران برای تداوی به سر می برد وی را به یک کلیسا ببرد تا با یکی از پدران مقدس صحبت کند و بر معلومات اندکش در مورد دین مسیحیت بیافزاید. ضمن اینکه از وی می خواهد برایش یک انجیل نیز تهیه کند. جریان را از زبان دوستم چنین تعریف می کنم:

«میسر نشد تا حاجی صاحب را ببرم کلیسا. خودم هم می خواستم بروم تهران. به من گفت که از تهران یک انجیل برایم بگیر. البته من می خواهم انجیلی که اکثر مسیحیان می خوانند (یعنی کاتولیک ها) برایم بیاوری و کمی معلومات راجع به آن چون من شنیده ام که انجیل های مختلفی وجود دارد. من هم در تهران رفتم به یک کلیسا. از نگهبانان خواستم که کسی را به من معرفی کنند تا بتوانم از وی در مورد انجیل چند سوال بپرسم و او مرا راهنمایی کند که کدام انجیل را از بازار تهیه کنم. گفتند که ما اینجا به کسی اطلاعات نمی دهیم. شما باید بروی بخش روابط عمومی در خیابان کریم خان.

بعد از کمی جستجو آنجا را یافتم. در لوحه جلوی کلیسا نوشته بود «خلیفه گری ارامنه». من که نفهمیدم خلیفه گری یعنی چه اما به هر صورت آدرس را درست آمده بودم. به بخش معلومات رفتم و خواسته ام را مطرح کردند. اما با جواب سرد آنها موجه شدم که گفتند ما اینجا به کسی معلومات نمی دهیم. اجازه هم نداریم که معلومات بدهیم. گفتم: اما در کلیسای قبلی اینجا را آدرس دادند. در جواب گفتند بله آدرس را درست داده اند اما اگر شما می خواهی معلومات به دست بیاوری باید بروی از وزارت کشور (همان وزارت داخله خودمان) یا وزارت فرهنگ و ارشاد مجوز بیاوری تا جوابت داده شود. تعجب کردم و گفتم: ای بابا! من برای چند سوال ساده باید به وزارت کشور بروم؟ آخر جواب دادن به چند سوال ساده راجع به انجیل که نیاز به مجوز ندارد. چرا مشکل تراشی می کنید. گفتند برای اینکه می ترسیم.

Thinking-5

پرسیدم از چی و کی می ترسید؟ روزنامه ای را نشان دادند که در آن خبر دستگیری یک مسیحی نوشته شده بود و آن را سریع مخفی کردند.

گفتم من تنها چند سوال ساده راجع به انجیل دارم و نمی خواهم کسی برای من مسیحیت را تبلیغ کند. خودم هم مسیحی نیستم. قصد مسیحی شدن هم ندارم. آخر در این مملکت برای سوال دینی هم باید اجازه گرفت؟

گفتند به ما مربوط نیست. اینجا کسی حوصله دردسر ندارد. یا مجوز بیاور یا خدانگهدار.

دیگر اعصابم خرد شده بود. هر چه اصرار کردم هیچ فایده ای نداشت و آنها بر اینکه از جواب دادن می ترسند پافشاری می کردند. بالاخره بدون هیچ نتیجه ای از درب کلیسا بیرون آمدم و با خودم به این اندیشدیم که در این کشور آزاد (ایران) برای چه چیزهای ساده ای باید مجوز بگیریم.»

Thinking-4

ببخشید! برای فکر کردن هم باید از وزات فرهنگ و ارشاد یا کشور مجوز بگیریم؟

5 comments:

احسان سلام گفت...

سلام
با آخوند ها نمی شود مزاح کرد.
عبداالرحمان خودمان از یادت رفته!؟
شاد زی!

جهانمهر هروی گفت...

بلاگر عزیز سلام!

در ملکی که حرف اول را ملا میزند باید احتیاط کرد. زیرا ملا چیزی به کسی نمیدهد و تا میتواند میستاند. حتی اگر جان انسان باشد. موفق باشی.

علی گفت...

این از نوع آزادی های پیشرفته است که فعلا اهالی مغرب زمین به آن دست نیافته اند . ما که حسابی داریم لذت می بریم خدا نصیب شما نکند

میرزا ملامت گفت...

درود!

ما اگر خودمان هوای آن دیار را تنفس نکرده بودیم دوهزار بار دیگر هم ازین قبیل می نوشتید باور نمی کردیم که حقیقت دارد. نه اینکه بصداقت شما شک داشته باشیم. که این وصله ها بشما نمی چسپد، اما اگر ندیده بودیم مرغمان یک پا داشت و می گفتیم آزادی بیان را می شود نادیده گرفت نه آزادی اندیشه را، آنهم از نوع کنجکاوی و بی بخارش را.
البته که از ملا جماعت نمی شود سوال نمود و با خشم مواجه نگردید، اما اینکه نگذارند از کشیش بخت برگشته هم سوالی بپرسند امریست که محصول افتخار آفرین اعراب می باشد.

مریم شهرتاش گفت...

درود
چه باید گفت جز این که آری چنین است. این جا باید برای فکر کردن مجوز گرفت.