ه‍.ش. ۱۳۹۰ فروردین ۱۷, چهارشنبه

امام چهارده پانزدهم

سلام

اخیراً یک هفته نامه به دستم رسید به نام «انصاف» که مدیر مسؤول آن آقای سید عیسی حسینی مزاری نام دارد. این هفته نامه از نشرات پایگاه خبرگزاری صدای افغان است که بعد از کسب اطلاعات بیشتر، دریافتم که در شهر مشهد ایران دفتر مرکزی دارد یا داشته است و در کابل نیز مشغول فعالیت است. هر چند آدرس دفتر مرکزی را در کابل قید کرده است. با خواندن این نشریه، چند چیز جالب دیدم که می خواهم شما هم اندکی از آن را بدانید. بقیه اش را هم خودتان زحمت بکشید بخوانید.

در همان ابتدای صفحه اول شماره 171 مورخ 13 حوت 1389، نوشته ای دیدم با عنوان «منشور اخلاق رسانه ای، از نگاه حضرت امام خامنه ای (1)». با خواندن این عنوان فهمیدم که ایشان باید یا از شاگردان این آقا یا از مریدان یا از پول بگیران ایشان باشد. چون تا جایی که اطلاعات ناقص بنده یاری می دهد شیعیان جعفری که شیعیان «اثنی عشری» (یعنی دوازه تایی) نیز خوانده می شوند قطعاً و یقیناً به بیشتر از دوازده امام اعتقاد ندارند و امام آخر خویش را زنده می شمارند که از هزار و چند صد سال قبل بنا به تشخیص خدای متعال در پرده غیبت به سر می برد. در صحت اینکه فردی می تواند بیش از چند هزار سال زنده بماند نمی توان شک کرد چرا که همه مسلمانان اعتقاد به زنده بودن عیسی مسیح و خضر پیامبر و عمر بیش از هزار سال حضرت نوح هم دارند. حال اینکه آیا چنین شخصی وجود دارد یا خیر، حرفی نمی شود زد و به این عقیده شیعیان جعفری باید احترام گذاشت.

اما نکته در اینجا است که چطور شده است که تعداد امامان شیعیان زیادتر شده است. البته ایرانیان، آقای خمینی مرحوم را نیز امام می خوانند. اما اینکه چرا نام امام بر روی افراد جدید گذارده می شود جای تعجب دارد. ما نام این امامان جدید را کم و بیش شنیده ام مانند «امام خمینی» و «امام موسی صدر». اما جدیداً آقای خامنه ای هم امام شده است و ما خبر نداشته ایم. ای دل غافل!

بنده کاری به اینکه آقای خامنه ای کیست، چه شخصیتی دارد، چه منزلت و درجه علمی کسب کرده است، یا اینکه چرا ایرانیان ایشان را امام می خوانند ندارم. اما از آقای مزاری می پرسم آیا شیعیان افغانستان و سراسر دنیا نیز ایشان را به امامت انتخاب کرده اند؟ کی و کجا؟ چگونه و با چه مکانیزمی؟ اگر چنین چیزی روی داده است بهتر است آن را در اختیار همگان قرار دهند تا ما هم اطلاعات خود را آپدیت کنیم و بدانیم شیعیان جعفری در حال حاضر چند امام دارند. زشت است که این اتفاق بزرگ در مذهب شیعه رخ داده باشد و ما بی خبر باشیم.

نکته دیگر اینکه، خبرگزاری صدای افغان، خود را «صدای مردم افغانستان» می داند. اینکه در این مملکت هر کس خود را یک کاره یا یک چیز علی حده ای برای مملکت می داند که نظیرش یافت نمی شود (مثل بابای ملت، مادر ملت، دختر مامای ملت، قهرمان بزرگ ملت، منادی آزادی ملت و ...) بحث جدیدی نیست. «صدای افغان» نیز اگر خود را «صدای مردم افغانستان» می داند، باز هم مشکلی نیست. ما به این چیزها دیگر عادت کرده ایم. اما می خواهم به آقای مزاری گوشزد کنم که مردم افغانستان به صداهای دیگری نیز گوش می دهند. می گویی نه؟ تعداد رادیوها و تلویزیون های داخلی افغانستان خود گواه بزرگ این مطلب است.

نکته ای که برام جالب است و با پرس و جو از دوستان به دست آورده ام این است که آقای مزاری برای پارلمان نیز از همین کابل نامزد شده بوده اما مثل اینکه چند صد رأی بیشتر نیاورده است (به سایت کمیسیون مستقل انتخابات مراجع کنید). دوستی می گفت که ایشان بعد از شکست در انتخابات به مشهد برگشته و در جلسه ای داد سخن داده که ایشان رأی اول کابل را برده است (یا احتمالاً رأی بسیار بالا و پیروزی حتمی) اما آمریکایی ها (یا شاید هم همه یا برخی از خارجی ها) نخواسته اند که ایشان به پارلمان راه پیدا کند و لذا با تقلب در آرا، ایشان را به پارلمان راه نداده اند.

اینکه این گفته دوستان صحیح است یا غلط، بنده عذر تقصیر دارم. اما چون شایعه است و مسلمان نباید تا مطمین نشود کسی را متهم کند، شما این ادعا را نپذیرید.اما به هر صورت خشم ایشان از آمریکا را می توان در هفته نامه شماره 171 مورخ 13 حوت 1389 دید. ایشان چنان یک جانبه به آمریکا و متحدانش تاخته است گویی که سایر دولتهایی که در این کشور دخالت دارند (مانند ایران و پاکستان و ...) در کشته شدن مردمان این مرز و بوم دست نداشته اند. البته بنده سایت خبرگزاری صدای افغان که متعلق به ایشان است را هم چک کرده ام و دقیقاً با همین رویه مواجه شده ام. حال اینکه چرا صدای آن تعداد از مردم افغانستان که از بقیه دولتها (مانند ایران) نیز دل خون دارند از گلوی ایشان و خبرگزاری متبوع ایشان بیرون نمی آید دو احتمال دارد: یا اینکه آنها از مردم افغانستان نیستند، یا اینکه ایشان تنها آنهایی را که در مقابل دشمنان ایران حرف می زنند مردم افغانستان می داند.

یکی نیست به این آقای مزاری بگوید که جناب محترم، آفتاب را نمی توان با دو انگشت پنهان کرد. شما اگر در ایران مدام در حال سانسور شدن (یا شاید هم سانسور کردن) هستید و چشم و گوشتان کر شده است ولی ادعای صدای مردم بودن را دارید، اگر می خواهید جوالدوزی به آمریکا بزنید (که باید هم زد)، قبلش یک سوزن به خودمان و خودتان و چند کشور دیگر هم بزنید. بحرین را دیده اید و از سوریه خبر ندارید. یا شاید هم دارید و چون سوریه متحد ایران است، چشمتان را بر روی کشتارهای آنجا بسته اید.

اگر برای خودتان آبرویی قایل و قابل نیستید، آبروی مذهبتان را نبرید لطفاً. اینجا ایران نیست، اینجا «افغانستان» است.

3 comments:

ناشناس گفت...

Waqean en matlab mara ba yade jarayed nasriha wa ya wahdatiha may andazad zera aan mazdooran IRAN ham dar safhaye awale nasharate shan ke man chand jolde az aanhara dar ekhtyar daram; aks haye az Mzari, Shafaq behsodi dar kenr Khamany wa saayer paasdaran IRANI wa molabas baa uniform pasdarane IRANI neshan mayehad ke mazdooran halqa ba goosh IRAN aanrooz che maygoftand amma emrooz yak par-o-paa qorss khodshan ra democrat wa layek jelwa maydehand.
AAWA ra ham teadade az wahdati ha ya behta begoyam nasriha tashkil dadah ast .
gonahe shan neest. mozdoor mozdor ast bayad chenaan bekonnd

حسین عباسی گفت...

سلام
خدا را شکر که ایشان آقای خامنه ای را "امام" خوانده اند(لقبی که حتی خبرگزاری فارس هم استفاده نمیکند)،به نظرم اگر برگه اقامت موقت ایشان در ایران چند ماه دیگر تمدید شود احتمالا در آینده ایشان خامنه ای را "خدا" خواهند خوانند .

احسان سلام گفت...

این تحفه همواره به ما ارسال می شود و ماهم از بوی امام مشام جان را کلونیا باران می کنیم