ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۹, دوشنبه

خانه غبارآلود می شود گاهی

سلام

چند وقت پیش برای یکی از دوستان اتفاقی افتاد که نمی دانم چه بوده. اما به هر حال وارد دفتر کارم شد و گفت که نیازمند یک عدد سگرت است. ما هم این در آن در زده، برایش سگرتی فراهم کردیم. اما اوضاعش درست نشد. با هم رفتیم منزل. گفتیم شاید موسیقی روحیه اش را تازه کند. انواع و اقسام آهنگ های ملایم و دسکوتیک را نواختیم. اما باز هم نشد.

گفتیم شاید یاد خاطرات قدیم بد نباشد. اما آن هم کارگر نیافتاد. خواستیم بخندانیمش، دیدیم نمی شود. برایش موسیقی آرامش بخش پخش کردیم، شاید خوابش ببرد. دیدیم که مدام از این پهلو به آن پهلو می شود.

خلاصه هر کار کردیم، نشد.

دست آخر خودمان هم حالمان گرفته شد، گفتیم یک سگرت بده، ما هم حالمان بد است.

بعضی وقتها خانه دل افراد بد رقم غبارآلود می شود. هر چه بخواهی جارو بزنی نمی شود. اینجاست که غبارها به دل تو هم نفوذ می کند و باید سگرت را روشن کنی حتی اگر در عمر خود به آن لب نزده باشی.

r

2 comments:

دهزاد گفت...

خوب شد به سگرت اکتفا نموده و به ایشان هیروئین ندادید.

جالب مینویسید موفق باشید.

کاکه تیغون گفت...

از انواع غبارها همانی که ساری نیست، تاریخ غبار است. پس اختیاط لازم است