ه‍.ش. ۱۳۸۷ دی ۱۷, سه‌شنبه

فریاد از این ...

می خواهم داد بزنم. فریاد کنم.

از این همه کج باوری

از این همه کج فهمی

از این همه کج روی

این روزها آنچنان چیزهای سخیف و نا معقول و نامعمول دیده ام که می خواهم فریاد برآورم. آن هم نه از دست مشتی خلافکار، بلکه از دست کسانی که نام دین بر خود نهاده اند. از دست همین عزاداران حسینی.

به عزاداری کاری ندارم اما از کارهایی که به نام دین یا مذهب انجام می شود و نام دین و مذهب و آبروی اسلام با آن به زیر سوال می رود مشکل دارم.

چند عکس را ببینید. در پست های بعد برخی چیزها برای گفتن دارم.

5 comments:

ناشناس گفت...

سلام بلاکر عزیز!
ممنون محبت ها وپیام های همیشگی شما از شما خواندم و درک تان میکنم دوست خوبم.
حال ما در کشور غربت سیاست زده گانیم ونهادینه شدن سیاست در ما بمثابه رسالت است.
آنگاهیکه دشمن مکار به ستیزه ومردم آزاری بر میخیزد اگر نیروی ترقی وتمئن با تجمع دربرابرش نه ایستند طبعا جای که ما کار نکنیم دشمن کار میکند.
روی صفحه آنچه خواندید همنظران و دوستانی داریم که درین کوره ره راه نبرد تا آخرین رمق تنهای مان نمیگزارند بخصوص نیروی جوان. میگزریم دوست سیاست معقول هم گاهی عشق به مردم و وطن است ورنه بی تفاوتی هما نا زندگی را بدون مکسئولیت عبث گذرا نیدن است عمری بمبارزه بر خواسته اموافتخاراتی زرین از کار نامه هایم در راه خئمت به مردم و وطن نیز دارم مبارزه نکردن درین را بر نشمردن حیات جاودان من است.
بر شما قدر میگذارم شاد وسلامت تان خواستارم. حضرت ظریفی

احسان سلام گفت...

درود
والله وقتی این خون و زنجیر را دیدم، زبان قلمم گنگ شد.چه بگویم...

صابره حقی گفت...

ای کاش خودشان باور داشته باشند که این کار را برای مذهب نمی کنند و بدانند که این فقط یک سنت ابلهانه است که مانند برخی دیگر از سنت ها ناگزیر به انجامش هستند. پس این ملاها هر شب بالای ان منبرها چه می کنند؟ اگر آنقدر تاثیر سخن ندارند که بتوانند جلوی اینگونه عزاداری را بگیرند، بهتر است که پایین بیایند و بیش از این آبروریزی نکنند.

میرزا ملامت گفت...

و برای همین ها هم دولت محترم افغانستان طبق معمول راه حلی در نظر گرفت که بدین وسیله میتوانند جمله ی عزیزان خون پاک خویش را بجای ریختن به برادران نیازمند خویش اهداء نمایند که نمی کنند. باز هم بگویید دولت راه حل نمیگذارد جلوی پای ملت.

ظریفی گفت...

سلام!
بلاکر عزیز از شما دوباره خواندم ودر مورد قصاوت های قلبی انسان که حتی بر خود رحم نمیکند با آیات فر آنی و رهنمایی های الام اندیشیدم بخوص این جا:
مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا.

اینان لعنت شدگانند. هرجا یافته شوند باید دستگیر گردندو به سختی کشته شوند.
پس اسلام طرق تر بیهء انسان را در قصاوت ها و جانی شدن ها در مذهب شیعه نیز نهایت محیل ومکار پیریزی کرده است که روز عزای املمان بدین بهانه همان تر بیهء جانی شدن هاست که حتی باید بر خویش نیز رحم نکنند.
وقتنه انیانی بر خویشتن دل نسوزاند طبعا لر همنوع خویش باید بهشدت صد چند بیشتر ازان باشدو
فمه وزنجیر زدن به مثابه سنت اهل تشیع با سینه زدنها در روزهای محرم است.
وای از اسلام دوست شما