ه‍.ش. ۱۳۸۶ اسفند ۲۲, چهارشنبه

پست 27: از پارلمان بپرسید

س: چرا جنایتکاران جنگی افغانستان محاکمه نمی شوند؟
ج: سؤالی است تکراری و مسلماً جواب آن هم تکراری خواهد بود. جواب نهایی و تکراری این است که آنها هنوز بر سر قدرت هستند. بنابراین باید سؤال دیگری را مطرح کرد:
س: چرا جنایتکاران جنگی هنوز بر سر قدرت هستند؟
ج: این هم جوابی معلوم دارد. جواب این است که آنها را مردم بر سر قدرت قرار داده اند.
س: چرا مردم آنها را بر سر قدرت قرار داده اند؟
ج: به این دلایل:
1- مردم ما هنوز تفکر قومی و حزبی و جناحی و منطقه ای دارند
2- افغانستان کسی جز اینها را ندارد که بتوانند در عرصه های سیاسی بر سر و کله یکدیگر بکوبند
3- چون پول و امکانات و نفوذ دارند
4- چون از قدیم گفته اند از کوزه همان برون ترآود که در اوست
س: چرا مردم ما هنوز تفکر ملی ندارند و تفکراتشان فقط در محدوده خاصی است؟
ج: به دلایل زیر:
1- سطح سواد و دانش مردم پایین است
2- سطح فرهنگ مردم پایین است
3- عالمان و دانشمندان ما یا باج خور این و آن هستند یا ترسو هستند یا اصلاً علم و دانشی در بساط ندارند تا بتوانند مردم را آگاه کنند
4- چون طرفداران هر حزبی از دیگر احزاب به جز حزب خودشان ضربه خورده اند و هنوز در دل کینه دارند
س: چرا پول و امکانات در اختیار جنایتکاران جنگی است؟
ج: جواب این سؤال از بدیهیات است.
1- چون آنها به خاطر آن دنیا جهاد را شروع کردند اما به خاطر این دنیا جنگ را ادامه دادند.
2- چون زرق و برق دالرهای آمریکایی، ریالهای سعودی، روپیه پاکستانی و تومان ایرانی از وعده های خداوند قابل لمس تر هست.
ج: چرا آمریکایی ها و ایرانی ها و دیگران حاضر شدند پول های خود را خرج دنیا پرستی جنایتکاران بکنند؟
س: چون از قدیم گفته اند هیچ پیشکی برای رضای خدا موش نمی گیرد. آنچه که دیگران امروز از این کشور بیرون می برند و در گذشته هم برده اند قیمت و ارزشی به مراتب فراتر از دالرها و تومانهایی است که به عزیزان جنایتکار داده اند.
س: پس اینها علاوه بر جنایتکار، خیانتکار هم هستند. پس چرا فقط آنها را جنایتکار می نامیم؟
ج: چون ما هم با سکوت خویش خیانتی مرتکب می شویم که کمتر از خیانت جنایتکاران نیست. پس بهتر است تا آنها را فقط جنایتکار بخوانیم تا آثار کلمه خیانت گریبان خود ما را نگیرد.
س: پس نهایت کار چه خواهد شد؟
ج: نهایتی در کار نیست. حالا حالا ها باید همدیگر را بکشیم، استثمار کنیم، جنایت کنیم، خیانت کنیم و سکوت کنیم تا تمام منابع ما به یغما برود. این پروسه به عمر من و شما قد نمی دهد.
س: مگر منابع ما چقدر هست که این همه سال نیاز است تا همه اش به یغما برود؟
ج: آنقدر هست که حتی اگر آنها را به صورت خام بفروشیم و پولش را خرج پیشرفت خودمان کنیم به یکی از ثروتمندترین و مرفه ترین کشورهای دنیا تبدیل می شویم.
س: پس چرا برای جلوگیری از این دزدی کاری نمی کنیم؟
ج: چون به شدت مصروف هستیم.
س: مصروف چی هستیم؟ مگر کاری از این مهم تر هم وجود دارد؟
ج: چرا ندارد. نمی بینی که در جای جای مملکت در حال برپایی تظاهرات و نوشتن مقاله و صدور بیانیه برای چاپ کاریکاتور و نشر فلم یا در حال جدال برای گرفتن حقوق اساسی مانند حق تکلم و نوشتن به زبان مادری و این گونه مسایل هستیم.
س: پس چاله ها و چقوری های پیش روی ما بسیار است؟
ج: خیر. چاله ای در کار نیست. ما هم اکنون در چاه هستیم.
س: خوب سیاستمداران ما چرا این چیزها را به طور شفاف به مردم نمی گویند؟
ج: اگر قرار بود این چیزها را به مردم بگویند که دیگر به مقام سیاسی نمی رسیدند و اگر هم رسیده اند نمی توانستند باقی بمانند.
س: یعنی آنها هم دارند خیانت می کنند؟
ج: شما هر طور دوست داری نتیجه بگیر.
س: بلاخره من نفهمیده ام چرا جنایتکاران جنگی محاکمه نمی شوند؟
ج (س): می خواهی آخرین جواب را بشنوی؟
س (ج): بله
ج: برو از پارلمان بپرس.