ه‍.ش. ۱۳۹۱ تیر ۳, شنبه

افغانستان پشتونیزه شد! رفت پی کارش!

سلام

خیلی خیلی وقت بود که ننوشته بودم. یعنی حوصله اش را نداشتم. اما طی این چند روز از بس عقده گلویم را فشار داد که دیدم نمی شود ننوشت. پس شروع کردم. ببخشید که طولانی نوشتم!

آقای کرزی رسماً افغانستان را پشتونیزه کرد. از کی؟ از کجا؟

از پنجشنبه صبح، از مقر شورای ملی!

پس از های و هوی فراوان حکومت بر سر نشست سران سه قوه و حرف و حدیث های فراوان بر سر دستور کار این جلسه، بالاخره مشخص شد که آقای کرزی منظورش از این همه سر و صدا چیست. اگر تحلیل های صاحب نظران و بدون نظران را مرور کرده باشیم، می بینیم که اکثر آنها به این اشاره کرده اند که آقای کرزی به چه چیزهایی اشاره کرد که نیاز نبود اشاره می شد و به چه چیزهایی اشاره نکرد که باید اشاره می کرد. اما من بر خلاف نظر اکثر صاحب نظران، می خواهم بگویم که اتفاقاً آقای کرزی دقیقاً به همان چیزهایی اشاره کرد که باید می کرد و آنچه را که از قبل در ذهن می پروراند چنان با مهارت پیاده کرد و طوری جواب مثبت شورای ملی را با چک چک و هلهله و شور و نشاط گرفت که به ذهن اکثر افراد خطور نکرد که از کجا خورده اند و چطور خورده اند. صدایش البته از امروز درآمد!

آقای کرزی با زیرکی تمام، توانست چنان کلاهی سر شورای ملی بگذراد که اگر کله همه اعضای شورای ملی به همراه کلاه ها و مندیل ها و پکول ها و عمامه هایشان را زیر آن بگیریم، جا برای کله های چندین شورای ملی بعدی نیز باقی می ماند.

س: آقای کرزی چه کرد؟

ج: کاری که همیشه می خواست بکند و سایرین قبل از وی نیز صدها سال تلاش کرده اند که بکنند.

- صریحاً بگو چه کرد؟

- هیچ. افغانستان را پشتونیزه کرد! به همین سادگی! و به همین خوشمزگی! ماکارونی پشتون ها!

- چطور؟ مگر کنار گذاشتن قوم گرایی و مصلحت گرایی و آوردن اصلاحات، کار بدی است؟ آقای کرزی که جز این چیزی نگفت! گفت؟

- نه. نگفت ولی گفت.

- اذیت نکن! مثل بچه آدم حرف بزن ببینم چی توی کله ات مخفی کردی!

- آقای کرزی حیله ای را به کار برد که بوی گندش بعداً در می آید.

ایشان از در صلح و دوستی وارد شد و اسب تروآی خود را چنان آراست که به راحتی نمی توان فهمید در درون آن چه توطئه وحشتناکی کار گذاشته شده است. ایشان پس از این همه اتلاف وقت و سرمایه و عمر و منابع کشور و تاراج آن به دست هم قومیت ها و هم پیمانان خویش، در این واپسین ماه های عمر ریاست جمهوری می خواهد به ظاهر از گناهان کرده و ناکرده توبه کند. ایشان در ظاهر می گوید که می خواهد دیگر مصلحت اندیشی نکند و اصلاح را در دستور کار خویش گذاشته. اما اصلاحی که تا کنون از آقای کرزی دیده شده و خواهد شد، اصلاح از نوع پشتونیزاسیون است. اصلاح امور، نیازی به تأیید شورای ملی و قوه قضاییه و خارجی و داخلی ندارد. اصلاحات، وظیفه دولت و حکومت است. اما چرا کرزی صاحب نیازمند تأیید شورای ملی بود؟ برای اینکه برای پشتونیزه کردن نیازمند مشروعیت است. که با تأیید و چک چک چندین باره اعضای شورای ملی توانست این مشروعیت را کسب کند.

ایشان چندین بار تکرار کرد که از این به بعد کسی از دست وی دق نشود. چرا باید آقای کرزی این مطلب را چندین بار تکرار کند؟ و برای هر بار گفتن آن، از شورای ملی و قوه قضاییه و حکومت، تأییده بگیرد؟ برای اینکه اتمام حجت کرده باشد و هیچ عضو شورای ملی و قوه قضاییه و حکومت نتواند علیه ایشان و برنامه ها و تغییرات ایشان اقدام بکند چرا که قبلاً قول داده است که از دست کرزی صاحب دق نشود.

اگر کرزی صاحب به واقع می خواست که اصلاحات را پایه ریزی کند، باید از چند وقت قبل این اصلاحات را روی دست می گرفت. در حالی که اگر به ماه های اخیر و جابجایی هایی که در درون حکومت به وجود آمده و یا قرار است به وقوع بپیوندد، دقیق شویم، متوجه می شویم که اکثر افرادی که در پست های مهم جابجا شده اند و مسؤولیت های مهم را انجام می دهند از قوم و تبار کرزی صاحب می باشند. بنابراین سخت است قبول کردن این نظر که آقای کرزی می خواهد اصلاح کند نه مصلحت.

آقای کرزی سه مسأله را برای این به ظاهر اصلاحات خود مهم دانست: قوای امنیتی غیر قومی، اصلاحات اداری و مطبوعات با رویکرد رعایت فرهنگ و سنن و عنعنات افغانستان. چرا این سه مهم است و از چه راهی؟

1- قوای امنیتی غیر قومی: اگر در درون قوای امنیتی، سمت و سوی قومی وجود داشته باشد، برای پشتونیزه کردن افغانستان مشکل خلق خواهد شد. کرزی صاحب و پشتون هایی که قرار است بعد از ایشان بر سر کار بیایند، برای تثبیت حکومت خود و پیش برد اهداف و برنامه های پشت پرده خود نیازمند حمایت قوای نظامی هستند. قوای نظامی نیز اگر غیر قومی و گوش به فرمان حکومت باشند، دیگر کسی نمی تواند در مقابل فعالیت های غیر مشروع حکومت اقدام کند. من داشتن قوای نظامی و امنیتی ملی و غیر قومی را در جهت اصلاحات فوق العاده مهم می دانم، اما این بسته به نیتی دارد که کرزی صاحب دارد و شواهد چیزی غیر از استفاده صحیح از این قوت ها را نشان می دهد.

2- اصلاحات اداری: آقای کرزی می خواهد افراد را برکنار، منتقل و مقرر کند، آن هم بر اساس برنامه خودش، و کسی هم نباید از ایشان دق شود. از طرف دیگر نیز می خواهد که قدرتمندان و تفنگ داران را که هر کدام وابستگی قومی و زبانی و منطقه ای دارند خلع سلاح کند. تأیید پارلمان را هم که گرفته است. زور خود را نیز که با لشکرکشی به پارلمان بر سر تقرر چند نفر به عنوان نماینده نشان داده است. وزاری تأیید نشده اش را هم که با پول و زور و تهدید و با تغییر طرز العمل داخلی پارلمان بر سر کار قرار داده است. پس دیگر چه مدل اصلاحاتی را از ایشان می توان انتظار داشت؟ آیا ایشان واقعاً می خواهد شایستگان را بر سر کار بیاورد؟ اگر چنین است، اول باید وزرای بی صلاحیت خود را عوض می کرد، که نکرد. بنابراین ایشان اصلاحات را از دیدگاه خودش انجام خواهد داد نه از جنبه اصلاح حکومت و کشور.

3- مطبوعات: آقای کرزی، از مطبوعات خواسته است که فرهنگ و سنن و رسوم افغانستان را رعایت کنند. این یعنی اینکه اگر کسی رعایت نکند، با آن برخورد می شود. و این یعنی اینکه کم کم قانون در خواهد آمد که مطبوعات حتماً باید از فلان کلمات (که اصولاً باید پشتو باشند) استفاده کنند چرا که کلمات پشتو، کلمات ملی هستند و مطبوعات باید از کلمات ملی که مربوط به فرهنگ ملی می شوند صیانت کنند و اگر مطبوعات این حمایت را انجام ندهند، در آن صورت حکومت کرزی صاحب بنا به تأییدی که از شورای ملی گرفته است، می تواند با آنها مقابله کند.

شاید این تحلیل را خیلی منفی نگرانه ببینید. هرچند خودم نیز امیدوارم که این قضیه را به اشتباه تحلیل کرده باشم، اما شواهد چیز دیگری نشان می دهد. برای نمونه، و در اولین اقدام رسمی جناب کرزی در این مسیر، ایشان امروز صحبت هایی کرده اند که از آن می توان به نیت شوم تیم حاکم پی برد. آقای کرزی امروز در جمع اساتید و دانشجویان، خواستار تغییر زبان آموزشی در دانشگاه های افغانستان شدند. ایشان با این استدلال ضعیف و بی منطق که افغانستان از نظر علمی از دیگر کشورهای دنیا عقب مانده و برای این کار باید در سیستم آموزش خود تغییرات بیاورد، چنین دستور دادند که زبان آموزش در دانشگاه ها به یکی از زبان های بین المللی تغییر کند.

دقیق ببینید: به جای غنای بیشتر زبان و تأکید بر ترجمه متون علمی جدید و در دسترس قرار دادن علم در اختیار همه اقشار با سواد جامعه، ایشان به تغییر زبان و استفاده از یک زبان دیگر در دانشگاه های افغانستان (در مرحله اول علوم پزشکی و مهندسی) روی آورده است.

بر همگان و از جمله بر خود ایشان روشن است که اکثر مسایل علمی در دانشگاه ها و مراکز تحصیلات عالی افغانستان به زبان فارسی است و زبان فارسی نیز در ترجمه متون خارجی مشکل خاصی ندارد و مسلماً هم در ترجمه و هم در تألیف از زبان پشتو فرسنگ ها جلوتر است. آقای کرزی با این کار نه تنها می خواهد از استفاده زبان فارسی در مراکز تحصیلات عالی کشور جلوگیری کند، بلکه می خواهد که مطالب علمی از این به بعد تنها در دسترس کسانی قرار گیرد که قابلیت فهم زبان خارجی (بالاخص انگلیسی) دارند و مسلم این است که صنعت ترجمه کتب علمی به زبان فارسی نیز با رکود مواجه می شود و رشد علمی تنها در دسترس برخی از اقشار جامعه قرار می گیرد و توزیع کتاب علمی به زبان خارجی از گسترش و تقویت زبان فارسی علمی می کاهد. این واقعیت نیز آشکار است که غیر پشتون ها و مخصوصاً فارسی زبانان و اکثر قشر جوان آن از ایران برگشته اند و یا اگر در افغانستان بزرگ شده اند در زبان انگلیسی نسبت به پشتون زبان ها با مشکل بیشتری مواجه هستند و بیشترین ضربه را در ابتدای کار همین افراد خواهند خورد و این مسلماً در نتایج و نمره های تحصیلی آنها و در نهایت در تقرر آنها در پست های دولتی اثر منفی خواهد گذارد و اثرات جانبی آن نیز بر روی جامعه غیر پشتون قرار می گیرد.

این آغاز کار است. تغییرات گسترده آقای کرزی در پشتونیزه کردن افغانستان در راه است. از این به بعد خواهیم دید که چگونه غیر پشتون ها از دسترسی به مقامات دیگر حکومتی باز می مانند و آنهایی هم که در پست های بالا قرار دارند، کم کم از میدان خارج خواهند شد.

حالا به شورای ملی بگویید بروند برای تصویب پشتونیزه کردن افغانستان باز هم چک چک کنند!

3 comments:

ناشناس گفت...

به شما نوکران حلقه بگوش ایران که قدم به قدم فرمان دشمنان افغانستان را برای بربادی بیشتر مردم به خاک و خون کشیده افغانستان عملی میکنید؛ هیچ ارتباطی ندارد.
حالا تو هم برو خایه های باداران ایرانی و پاکستانی اترا چک چک کنان بلیس.

افغان بلاگر گفت...

ای کاش جناب ناشناسی که سرشار از فرهنگ و ادب است!!! سایر مطالب این وبلاگ را هم بخواند و بعد تهمت و توهین روا دارد!
البته اینجا افغانستان است! چنین ادبیاتی از برخی مردمانش بعید نیست!

کاکه تیغون گفت...

مبارک باشد بر ما رعیت بی معاش وبلاگستان که حضرت وبلاگر باز تشریف فرما شده است. این بار امیدواریم که مدت سر و کله زدن تان کمی دوامدارتر از بار گذشته باشد.